to decay, to putrefy, to rot, to go bad, to deteriorate, to decompose, to perish, to fester
to decay
to putrefy
to rot
to go bad
to deteriorate
to decompose
to perish
to fester
پساز هالووین، کدویهای هالووین شروع به فاسد شدن کردند و در نهایت دور انداخته شدند.
After Halloween, the jack-o'-lanterns began to rot and were eventually thrown away.
بدون یخچال، گوشت سریعاً فاسد میشود.
Without refrigeration, the meat will putrefy quickly.
to degenerate, to be depraved, to (become) corrupt, to fall of
to degenerate
to be depraved
tocorrupt
to fall of
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
وقتی که به قدرت میرسند، فاسد میشوند.
Once they gain power, they become corrupt.
اگر فساد گسترش یابد، سیستم سیاسی ممکن است فاسد شود.
The political system can degenerate if corruption spreads.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «فاسد شدن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/فاسد شدن